در دورانیکه هنوز اینترنت با این قدرت پا به عرصه نگذاشته بود. نامه نوشتن پل ارتباطی بسیار قوی و مستحکمی بود. نامه ها منابعی بودن برای شناخت شخصیت ها برای آگاهی از جامعه و همچنین برای آیندگانی که به دنبال گذشته بودند.
نویسندگان ، فلاسفه ، دانشمندان ، هنرمندان هر کدامشان با آثاری که خلق میکردند زاویه دیدی به ما میدادند تا از آن طریق به دنیای پر رمز و راز آنها نزدیک شویم. اما بررسی نامه هر کدام از آنها ما را با زاویه ای دیگر از زندگی آنها آشنا می کرد که کمتر از آنها سراغ داشتیم .
نامه آنها برای خانواده، دوست یا معشوقه خود بود. اما به مرور زمان وقتی ارزش آن برای متخصصان امر واضح شد و به مرحله چاپ رسید دیگر مخاطب آن ها یک نفر نبود بلکه دایره ای بزرگ از مخاطبان را در بر می گرفت. مخاطبانی که از دل نامه ها تنها به دنبال زندگی شخصی هنرمند و یا نویسنده مورد علاقه خود نبودند، بلکه معنایی را در این نامه ها دیده بودند که شیفته آن شده بودند.
ما در این مقاله به مناسبت روز پدر به سراغ معرفی نامه هایی میرویم که پدران صاحب نام به فرزندان خود نوشتند یا بالعکس فرزندان صاحب نام برای پدران خود نوشتند. این نامه ها نشان از روابطی میدهد که به مانند دیگر روابط انسانی دارای اوج و فرودهای بسیاری است.

نامه کافکا به پدر
این نامه صد صفحه ای یکی از طولانی ترین نامه ها از یک شخص به شخص دیگر است. نامه ایی که هیچ وقت قرار نبود چاپ بشود اما بعد از مرگ کافکا و با سماجت دوست صمیمی او یعنی ماکس برود چاپ شد. نامه ای که تبدیل به یک پرونده پر پیمون بر روی میز روانشناسان و روانکاوان شد. به طوری که تا به همین امروز مقاله و کتاب های بسیاری در مورد این نامه چاپ شده.
فرانتس کافکا نویسنده اهل پراگ همیشه از جانب پدر خود مورد سرزنش قرار می گرفت. پدر فرانتس که تاجری خوش نام در شهر پراگ بود او را فرزندی میدید که همیشه با تصمیم های اشتباه زندگی خود را به خطر می اندازد. فرانتس در این نامه طولانی با اشاره به جزئیات فراوان از رفتار پدر این نکته رو به او یادآوری میکند که چه میزان تربیت نادرست پدر باعث آسیب های فراوان روحی به او شده است.
فرانتس در بخشی از این نامه به پدر می نویسد :
من آزاد نبودم، یا بانگاهی خوش بینانه تر هنوز آزاد نبودم. در کتاب هایم ، تنها کاری که میکردم اعتراض علیه چیزهایی بود که نمی توانستم رو در روی تو، از آن ها شکایت کنم. گویی با تو وداع می کردم، به عمد طولانی و گرچه تو آن وداع را بر من تحمیل کرده بودی.
این نامه هیچ وقت به دست پدر نرسید و فرانتس چندماه بعد از نوشتن این نامه به دلیل بیماری سل درگذشت.
این نامه به فارسی چندین بار ترجمه و چاپ شده است. اگر تمایل به خواندن این نامه دارید میتوانید با تهیه نسخه این کتاب به نام : نامه به پدر ، ترجمه فرامرز بهزاد، انتشارات امیر کبیر و یا ترجمه الهام دارچینیان انتشارات نگاه را با همین نام تهیه و مطالعه کنید.
ضمنا پادکست دکاکست ، اپیزود مفصلی در مورد این نامه تهیه و تولید کرده است که به زودی منتشر می شود.

نامه های لئو تولستوی به فرزندانش
جهان شاید دیگر فرصتی پیدا نکند تا نویسنده ای مانند تولستوی را به خود ببیند. نویسنده شهیر روسی 82 سال عمر کرد و در این مدت کتاب هایی را نوشت تا برای همیشه میراثی ماندگار برای بشر باشد.
کتاب هایی مانند: جنگ و صلح، آنا کارنینا، مرگ ایوان ایلیچ و ...
تولستوی در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد و در سی سالگی با سوفیا دختری اشرافی ازدواج کرد، آنها صاحب سیزده فرزند شدند. زندگی که تولستوی در کمال رفاه و شهرت به دنبال سادگی و معنویت بود. او در تمام عمرش برای دوستان ، همسر و فرزندانش نامه مینوشت.
در نامه ها به فرزندان بیشتر به مسائل تربیتی میپرداخت تا مسائل شخصی آنها. او سعی داشت با زبانی صمیمی فرزندانش را به زندگی ساده همراه با فروتنی تشویق کند.
نمونه ای از نامه تولستوی به فرزندش ایلیا:
ایلیا اگر ازدواج می کنی تا فقط لذت ببری، هیچ خوبی نخواهد داشت. هدف اصلی زندگی ات باید نه شادی ازدواج، بلکه افزودن عشق و حقیقت به جهان باشد.
یا در جایی دیگر میگوید:
همیشه به یاد داشته باش که تنهایی و سکوت، بهترین معلم ها هستند. وقتی تنها هستی، می توانی با خودت رو به رو شوی و حقیقت را بهتر درک کنی. نه جمعیت و نه تشویق دیگران، نمی توانند جای تمرکز و تفکر واقعی را بگیرند.
متن کامل این نامه ها در کتاب نامه های تولستوی ترجمه مشفق همدانی انتشارات مهر اندیش چاپ و منتشر شده است.

نامه ای به پسرم
دکتر پرویز ناتل خانلری به حق یکی از نگهبانان زبان فارسی است. یکی از اشخاصی که وجودش و زحماتش به گسترش و حفظ زبان فارسی کمک کرده است. او در سال 1322با چاپ مجله ادبی سخن مسیری را آغاز کرد تا از آن طریق بتواند ادبیات معاصر ایران را به مردم معرفی کند . از آثار شاخص خانلری میتوان به تالیف دستور زبان فارسی ( برای تدریس در دبیرستان و دانشگاه)، تاریخ زبان فارسی، شعر عقاب و ... اشاره کرد.
دکتر خانلری زمانی که آرمان فرزندش سه ساله بود نامه ای برای او نوشت. نامه ای که در آینده بخواند و شاید جوابی باشد برای پرسش پسر. نویسندگان و روشنفکران بسیاری در ایران برای فرزندان خود نامه نوشته اند اما این نامه انگار تنها برای آرمان نیست بلکه برای تک تک فرزندان ایران است. پدر با یک سوال به سراغ نوشتن این نامه رفته است. او میگوید شاید در آینده بپرسی که چرا مرا به خارج از ایران نفرستادی؟
بخشی از این نامه به این شکل آمده است:
شاید بر من عیب بگیری که چرا دل از وطن برنداشته و تو را به دیاری دیگر نبرده ام تا آنجا با خاطری آسوده تر بسر ببری. شاید مرا به بی همتی متصف کنی. راستی آن است که این عزیمت بارها از خاطرم گذشته است اما من و تو از آن نهالها نیستیم که آسان بتوانیم ریشه از خاک خود برکنیم و در آب و هوایی دیگر نمو کنیم. پدران تو تا آنجا که خبر دارم ، همه با کتاب و قلم سر و کار داشته اند، یعنی از آن طایفه بوده اند که مامورند میراث ذوق و اندیشه گذشتگان را به آیندگان بسپارند.
این نامه نخستین بار در مجله سخن به چاپ رسید و بعدا به کتب دبیرستان راه پیدا کرد، اما نکته تلخی که در سرنوشت این نامه وجود دارد این است که آرمان هیچ وقت نتوانست این نامه را بخواند زیرا در هشت سالگی به دلیل بیماری سرطان از دنیا رفت.
یکی از نامه های معروف در این غالب نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین است. اما این نامه هیچ گاه مستند بودنش ثابت نشد، پس ما در مورد این نامه و نامه هایی از این دست به دلیل غیر مستند بودنشان نمیتوانیم صحبت کنیم و یا آنها را بررسی کنیم.
تاریخ ادبیات جهان و ایران پر از نامه هایی ست که هر کدام داستانی پشت خود دارند . اما آن چیزی که نامه پدران به فرزندان و یا بالعکس فرزندان به پدران را متمایز میکند شیوه تربیتی خانواده است که در این نامه ها به خوبی خود را نشان میدهد.
در نظام خانواده پدر جایگاهی را دارد که کاپیتان در یک تیم فوتبال دارد. همه نگاه بازیکنان یک تیم به کاپیتان است،گویی اون نقشه راه را میدهد. آنچه که در هر سه این نامه ها به چشم می آید تاثیر گذاری مستقیم پدران بر سرنوشت فرزندان است.